موزیک و آهنگ و ترانه و فیلم در سوار طوفان,دانلود فیلم ایرانی,دانلود فیلم به وقت شام,دانلود فیلم لاتاری,دانلود فیلم اکسیدان,دانلود فیلم آینه بغل,دانلود فیلم خالتور,دانلود فیلم محمد رسول الله,دانلود فیلم رگ خواب,دانلود فیلم سینمایی,دانلود فیلم نهنگ عنبر 2,دانلود فیلم زیر سقف دودی,دانلود فیلم ترسناک,دانلود فیلم ساعت پنج عصر,دانلود فیلم ایرانی رایگان,دانلود فیلم 2017,دانلود فیلم ایرانی طنز,دانلود فیلم هندی,دانلود فیلم نگار,دانلود فیلم 2018,دانلود فیلم من و شارمین,دانلود آهنگ جدید,دانلود آهنگ جدید بهنام بانی,دانلود آهنگ جدید حمید هیراد,دانلود آهنگ های حمید هیراد,دانلود آهنگ حمید هیراد,دانلود آهنگ شهاب مظفری,دانلود آهنگ جدید معین,دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده,دانلود آهنگ قرص قمر بهنام بانی,دانلود آهنگ جدید حامد همایون,دانلود آهنگ جدید ماکان بند,دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی,دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده,دانلود آهنگ حمید هیراد شوخیه مگه,دانلود آهنگ ماکان بند,دانلود آهنگ جدید محسن یگانه,دانلود آهنگ تولدت مبارک اندی,دانلود آهنگ جدید ایرانی,دانلود آهنگ های بهنام بانی,دانلود آهنگ دلبریتو کمترش کن

به هادس خوش آمديد

به هادس خوش آمديد

دسته بندی : هک تلگرام و اینستاگرام تاریخ : پنج شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

80499 94514 normal - به هادس خوش آمديد رودابه فقط یک‌بار خانه‌ی مهندس دوش گرفته بود و هیچ‌وقت هم خاطره‌ی آن حمام را به‌‌خاطر حضور احسان، مهندس، برزوخان و مادرش فراموش نکرد. اولین‌بار بود به‌جز خانه‌ی خودشان و خواهرهایش جای دیگری حمام می‌کرد. وقتی از حمام بیرون آمد مهندس برایش سوت کشید. ـ بنازم قدرت خدا را، فقط یک دختر از طایفه‌ی شیخ‌خانی برای بدبخت کردن کل مردهای تهران کافیه! برزوخان خندید، احسان اخم کرد، مادرش سرخ شد و رودابه تا دو ساعت از اتاق نیلوفر بیرون نیامد. ـ خب پس تا من چای رو آماده می‌کنم برو لباس عوض کن. رودابه به اتاق نیلوفر رفت. همه‌چیز مثل دو ماه قبل بود. مثل همیشه اول قاب عکس نیلوفر را برداشت و برای چندمین‌بار خطوط چهره‌اش را به‌دقت وارسی کرد. انگار می‌خواست این سؤال لاینحل را حل کند که چگونه دختری می‌تواند پدرش را این‌سوی کره‌ی زمین تنها بگذارد و به آن‌سوی کره‌ی زمین برود. رودابه بار اول در خطوط چهره‌ی نیلوفر اثری از شادکامی و بی‌خیالی مهندس دیده بود و حالا در حالت ایستادنش در آن برف بی‌انتهای ونکوور، چیزی مثل «من خودم هستم» می‌دید. دقیق نمی‌دانست این عکس مربوط به چندسالگی نیلوفر است، اما می‌دانست حالا نیلوفر بیست و دو سال دارد. دو سال اختلاف سنی داشتند، اما ده‌ها سال اختلافِ سلوک و رفتار. این را مهندس یک‌بار به او گفته بود. نیلوفر را همیشه با گیسوهای بسته با روبان صورتی و دامن کوتاه سفید و جر زدن‌های بیش از اندازه در باغ حاج شریف‌خان ابراهیم‌آباد به‌یاد می‌آورد. سال‌هایی که مهندس دست زن و بچه‌هایش را می‌گرفت و چند روزی مهمان طایفه‌ی شیخ‌خانی می‌شد و گوسفند بود که پیش پای مهندس و زن تهرانی و دختر و پسرش به زمین زده می‌شد. و خانم‌شهناز تا شش ماه حرف برای گفتن به خانم‌رعنا داشت.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.